محمد قنبرى
36
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
استبصار به همان شيوهء مشيخهنويسى شيخ صدوق عمل كرده و از سوى ديگر خود در الفهرست تصريح مىكند كه بسيارى از صاحبان اصول و تصانيفِ نخستين شيعه از دوره امامان ، بر مذاهب فاسد بودهاند و به رغم آن ، منابع ايشان براى ما معتبر و مورد اعتماد است . « 1 » حديث شيعه با اين پيشينه به مدرسه اصوليان حلّه پا مىگذارد . فقيهان اين مدرسه بدون آن كه دغدغه حديثى مستقلى داشته باشند ، در پى رفع نيازهاى فقهى و روشمند ساختن استناد به روايات در فقه بودند كه از عصر شيخ طوسى به تفصيل و تفريع فروع « 2 » گراييده بود . همچنين آنان در جريان رقابت با اهل سنت در اين انديشه بودند كه از طريق توليد داخلى هر آنچه آنها دارند و شيعه ندارد ، مانند فقه القرآن ، قرائات ، درايه و . . . امكان هماوردى و رقابت را در خود حفظ و تقويت نمايند . اين دو عامل ، موجب شد كه شخصيتهايى چون ابن طاووس و محقق حلىدر پى تأسيس نظام منطقى و رياضى گونهاى براى نقد حديث برمبناى دو پارامتر كاملًا مشخص « عدالت » و « وثاقت » برآيند . آنان از يك سو نسبت به نقد به اصطلاح خويش غير علمى مدرسه اصحاب حديث شيعه اعتراض داشته و از سوى ديگر اعتقاد داشتند كه پارهاى قراين در اختيار گذشتگان بوده كه از ميان رفته است ، لذا به نوعى با تسامح در بهكارگيرى اصطلاح به ديدگاه انسداد باب علم منتهى شده و با صرف نظر از ادامه تلاش براى كشف صحت صدور روايات ، به تلاش جهت استخراج سيستمى براى رفع تكليف و امكان پاسخگويى در برابر خداوند پرداختند . « 3 » اين جريان ، بدون تغيير قابل ملاحظهاى در مدرسه لبنان ادامه مىيابد . « 4 »
--> ( 1 ) . شيخ طوسى ، الفهرست ، ص 32 . ( 2 ) . فقيهان شيعه در آغاز براى پاسخگويى به مسائل فقهى مستقيماً به سراغ روايات رفته و به گزيدهاى از يك روايتاستناد مىكردند ، اما از دورهء شيخ مفيد و طوسى به تدريج تنوع نيازهاى فقهى ، شيوه گذشته را ناكارآمد نموده و لذا فقيهان شيعه در جستوجوى جايگزينى براى روش سابق به جاى نقل حديث در پاسخ به مسأيل فقهى به كنكاش اجتهادى در روايات و استخراج حالات گوناگون يك مسئله روى آوردند . ( 3 ) . در اين باره ر . ك : علامه حلى ، همان ، ص 435 و شيخ حسن صاحب معالم ، منتقى الجمان ، ج 1 ، ص 2 - 3 . ( 4 ) . براى نمونه به دو اثر مهم اين مدرسه ؛ الدرايه شهيد ثانى و منتقى الجمان فرزند ايشان مراجعه كنيد كه در آنها سعى شده كتابهاى چهارگانه شيعه بر مبناى روش حلى ارزشگذارى و دستهبندى شود .